تبليغاتX
شعر و ادب

شعر و ادب

شعر و ادب

 

 

 

 

به خاطر تمام روزهای کثیف عشق::::::: 

 

 

روزهای کثیف و بی معنی

روزهایی که داشتم به لجن

می کشیدم تمام دنیا را

دوستی ضعیف من با من

 

آدمی پست مثل شاعرها

آدمی که شبیه تر به خودم

اشتباهی که باز می کردم

و فقط صد هزار ضربه خودم

 

می خورم توی شعر هایم گیج

میزنم مثل مهره در جدول

خنده ی دزدکی من با تو

خنده ی شوم لحظه ی اول

 

یک جرقه برای شهری که

منفجر می شود چه بد در من

انتظاری که داشتم از تو

انتظاری که ریشه زد در من

 

انتظاری که لمس می کردم

پشت تدریس های بحرانی

هی به دفتر نگاه می کردم

هی به چیزی که خوب می دانی

 

گه گداری که گیر می کردم

توی سالن و پشت بن بستت

اتفاقی که داشت می افتاد

مثل سینی چای از دستت

 

ناگهانی، تکان دهنده، ولی

خوب و شیرین شبیه حبه ی/ قند

در دلم /آب شد تمام تنم

به همین سادگی! فقط تو بخند!

 

به همین سادگی ورق خوردیم

کارمان توی عشق عالی بود

کم کمک داشت یادمان می رفت

شکمی که هنوز خالی بود

 

در فشار من و تو له می شد

دوستی ضعیف من با من

کم کم از دست من جدا کردی

هرچه را داشتم و حتی من

 

شاید امروز منفجر بشوم

توی این بغض های بدجورم

مثل سردردهای تکراری

در اتاقی که باز مجبورم

 

لکه های سیاه پر کرده

همه ی خانه های جدول را

از خودم انتقام می گیرم

خنده ی شوم روز اول را

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/23ساعت 14:43 توسط جواد وزیرپناه| |

   دروغ

 

و ضجه میزند از درد لای انگشتم

کبوتر سبکی مثل دود سیگارم

شروع وسوسه انگیز عاشقت بودن

به هیچ جای قشنگی نمی رسد کارم

رسیده فصل غزل های خشک در تن من

مرا کمی بتکان! تا سبک شود بارم

یکی دو بیت مگر تا جنین یک شاعر

تولدی که فقط مرگ آرزو دارم

دروغ ، حرف قشنگی که در دلم مانده

دروغ ، حرف قشنگ تمام اشعارم

دروغ ، حرف قشنگی که در دلت مانده

دروغ ، حرف قشنگیست :دوستت دارم

دروغ ، خاک ، تمامی لحظه های بدی

که ریشه ریشه تورا در دروغ می کارم

 

نوشته شده در سه شنبه 1388/02/01ساعت 13:24 توسط جواد وزیرپناه| |